یلدا مبارک
مامانم می گه شب یلدا یعنی تولد بابایی.. چهارشنبه بود ، اینم یعنی اینکه عزیز نمی آد و من خونه مامان نوشین بودم تا مامانم از سر کار بیاد اینجا. البته بگذریم ازاینکه خانم رفت آرایشگاه و ٨ آمد! ولی خوب خیالش راحت بود که من با کیانا جون سرم گرمه ... مامان نوشین همه چیزو حاضر کرده بود ، خاله و صدف هم آمده بودن... مامان وبابا برا من و کیانا توتک خریدن چون مامانم خیلی معتقده که واسه هر مناسب یه چیز کوچولو بخره ... بعد از شام هم دایی اسیل ( اسی) و خاله سودی و کامی آمدن ... با بساط کیک تولد و از این چیزا .... دوست داشتم یلدارو... مزه انار و طعم هندوانه داشت ... شبیه کادو گرفتن و دور هم جمع شدن بود .. حسابی خوش گذشت و شب هم برگشتیم خونمو...
نویسنده :
مامان مريم
14:59


