چندتا خاطره کوچولو کوچولو
دیروز تو ماشین بودیم ، ترلان خانم استثنائاً جلو نشسته بود .. هی به دنده دست می زد. دعواش کردم .برگشته با اخم بسیار بهم می گه ماشین ترلانه ! بخوام کارک (پارک ) کنم! اینقدر خندم گرفت که اصلاً نتونستم جوابی بدم ... این حس مالکیت چیه واقعاً !؟ از همین سن شروع می شه وتا آخر عمر آدم رو به هر تلاشی وامی داره ... جمعه رفتیم باشگاه انقلاب حسابی راه رفتیم .. خیلی سرد بود ولی دخترم مثل یه خانم نشسته بود توکالسکش و زیر چشمی درحالیکه چترش هم دستش بود ، اطراف رو نگاه می کرد .البته اولش، بعد از ناهار دیگه نشست و بدتر اینکه خودش میخواست هلش بده که نهایتاً منجر به یک کیلومتر جیغ در بغل بابامحمد و...
نویسنده :
مامان مريم
9:04




